شهادت امام باقر(ع) تسلیت باد

باقر علم نبی ام کشته ی زهر جفا
پنجمین ماه ولایت شاهد کرببلا

کودکی بودم میان کاروان آل حق
همره بابا شدم راهی به دریای بلا

دیده ام روزی که خونین گشت خاک نینوا
در نبرد جیش شیطانی واصحاب خدا

دیده ام رعنا جوان جد نیکویم حسین
قطعه قطعه پیکرش گردید با تیغ جفا

دیده ام طفل رضیعی را گلویش پاره شد
بر سر دست پدر اصغر نمودی جان فدا

دیده ام اشک وپریشانی بابا در حرم
در زمانی که بشد هل من معین اندر نوا

بارها دیدم که عمه زینبم نالید با
غرقه در خون گشتن یک گل زگلزار ولا

آه از آندم که جدم قامتش در خون طپید
شد سرش با خنجر شمر لعین از تن جدا

وای از آندم که دشمن حمله بر احرام کرد
چشم گریان می دویدم در بیابان بلا

خون شود دل تا که یاد آرم غم آنروزها
بارها کردم دعا از مرگ پوشم یک قبا

زهر کین اینک وجودم را شرر انداخته
شکر می گویم که بنماید مرا حاجت روا

ازتو ممنونم ای زهر جفا راحت شدم
فزت رب میگویم اینک چون علی مرتضا